تبليغاتX
بارلها
از ما گنه و ز تو شفاعت اي از بر سدره1 شاهراهت واي قبّه ي عرش تكيه گاهت اي طاق نهم رواق بالا بشكسته ز گوشه ي كلاهت هم عقل دويده در ركابت هم شرع خزيده در پناهت اي چرخ كبود ژنده دلقي در گردن پير خانقاهت 2 مه طاسك گردن سمندت 3 شب طرّه ي پرچم سياهت 4 جبريل مقيم آستانت افلاك حريم بارگاهت چرخ ار چه رفيع، خاك پايت عقل ارچه بزرگ، طفل راهت خورده است خدا ز روي تعظيم سوگند به روي همچو ماهت 5 ايزد كه رقيب جان خرد كرد نام تو رديف نام خود كرد6 اي نام تو دستگير آدم و اي خلق تو پايمرد عالم فرّاش درت كليم عمران چاووش رهت مسيح مريم7 از نام محمّديت ميمي حلقه شده اين بلند طارم 8 تو در عدم و گرفته قدرت اقطاع وجود9 زير خاتم در خدمتت انبيا مشرّف وز حرمتت آدمي مكرّم از امر مبارك تو رفته هم بر سر حرفت خود آدم تا بود به وقت خلوت تو نه عرش و نه جبرئيل محرم نايافته عزّ التفاتي پيش تو زمين و آسمان هم كونين نواله اي 10 ز جودت افلاك طفيلي وجودت اي مسند تو وراي افلاك صدر تو و خاك توده حاشاك هرچ آن سمت حدوث دارد11 در ديده ي همّت تو خاشاك طغراي جلال تو لعمرك12 منشور ولايت تو لولاك 13 نُه حقّه و هفت مهره پيشت14 دست تو و دامن تو زان پاك در راه تو زخم محض مرهم بر ياد تو زهر عين ترياك در عهد نبوّت تو آدم پوشيده هنوز خرقه ي خاك15 تو كرده اشارت از سر انگشت مَه قرطه ي پرنيان زده چاك16 نقش صفحات رايت تو لولاك لما خلقت الافلاك 17 خواب تو ولا يَنامُ قلبي18 خوان تو اَبيتُ عِندَ رَبّي 19 اي آرزوي قـََدَر لقايت واي قبله ي آسمان سرايت در عالم نطق، هيچ ناطق ناگفته سزاي تو ثنايت هر جاي كه خواجه اي غلامت هر جاي كه خسروي گدايت هم تابش اختران ز رويت هم جنبش آسمان برايت جانداروي عاشقان حديثت قفل دل گمرهان دعايت20 اندوخته ي سپهر و انجم برنامده ده يك عطايت بر شهپر جبرئيل نِه زين تا لاف زند ز كبريايت بر ديده ي آسمان قدم نِه تا سرمه كشد ز خاك پايت اي كرده بزير پاي كونين بگذشته ز حد قاب قوسين21 اي حجره ي دل به تو منوّر واي عالم جان ز تو معطر اي شخص تو عصمت مجسّم واي ذات تو رحمت مصوّر بي ياد تو ذكرها مزوَّر بي نام تو وِردها مبتـَّر22 خاك تو نهال شاخ طوبي دست تو زهاب آب كوثر23 اي از نفس نسيم خلقت نُه گوي فلك چو گوي عنبر از يَعصِمكَ الله اينت جوشن24 وزيغفرك الله آنت مغفر 25 تو ايمني از حدوث گو باش عالم همه خشك يا همه تر تو فارغي از وجود، گو شو بطحا همه سنگ يا همه زر طاووس ملائكه بَريدت26 سرخيل مقرّبان مُريدت اي شرع تو چيره چون به شب روز واي خيل تو بر ستاره پيروز اي عقلِ گره گشاي معني در حلقه ي درس تو نوآموز اي تيغ تو كفر را كفن باف نعلين تو عرش را كُلـَه دوز اي مذهب ها ز بعثت تو چون مكتبها به عيد نوروز27 از موي تو رنگ كسوت شب وز روي تو نور چهره ي روز حلم تو شگرف دوزخ آشام خشم تو عظيم آسمان سوز ماه سر خيمه ي جلالت در عالم علو مجلس افروز بنموده نشان روي فردا آيينه ي معجز تو امروز اي گفته صحيح و كرده تصريح در دست تو سنگريزه تسبيح هر آدميي كه او ثنا گفت هرچ آن نه ثناي تو خطا گفت خود خاطر شاعري چه سنجد؟ نعت تو سزاي تو خدا گفت29 گرچه نه سزاي حضرت توست بپذير هر آنچه اين گدا گفت هر چند فضول گوي مردي است آخر نه ثناي مصطفي گفت؟ در عمر هر آنچه گفت يا كرد ناداني كرد و ناسزا گفت زان گفته و كرده گر بپرسند كز بهر چه كرد يا چرا گفت؟ اين خواهد بود عُدّت30 او كفاره ي هر چه كرد يا گفت تو محو كن از جريده ي او هر هرزه كه از سر هوا گفت چون نيست بضاعتي ز طاعت از ما گنه و ز تو شفاعت* "جمال الدين عبدالرزاق" پي نوشت‌ها: 1- سِدره (سِدرة المنتهي) درختي است در آسمان هفتم كه در سوره ي (نجم) از آن ياد شده است. 2- شاعر آسمان كبود رنگ را به دلقي كهنه تشبيه كرده است كه در گردن پير خانقاه اين جهان و افلاك فرو افتاده است. اين مطلب ناظر است به خلقت افلاك كه به سبب وجود با عظمت پيامبر(ص) خلعت هستي پوشيده‌اند: لولاك لما خلقت الافلاك: «اگر تو نبودي جهان را نمي آفريدم.» 3- سمند: اسبي كه رنگش مايل به زردي است، زرده 4- طُرّه: موي صف كشيده ي جلوي پيشاني – علاقه رشته ي نابافته – پرچم: منگوله. 5- اشاره است به آيه شريفه 72 سوره حجر: لعمرك اِنّهم لفي سكرتهم يعمهون. 6- ر.ك: بخش «اسدي طوسي» شماره 1. 7- از لحاظ آن كه حضرت مسيح بن مريم به ظهور آن حضرت(ص) بشارت داده است (ر.ك: سوره صف آيه 6). 8- بلند طارم: كنايه از آسمان است. 9- اَقطاع: قسمتها، تكه ها، جمع قِطع و قطيع. يعني تمام جهان را تحت حكمروائي خود گرفته اي. 10- نواله: لقمه خوراكي بري گذاشتن در دهان. 11- يعني هر چيزي كه حادث است. كليه ممكنات – جهان هستي. 12- ر.ك: به شماره 5 همين بخش. 13- ر.ك: شماره 2 همين بخش. 14- اشاره است به : افلاك نهگانه و سيارات هفتگانه. 15- اشاره است به حديث نبوي(ص) كنتُ نبياً و آدم بين الماء والطين: «پيامبر بودم و حال آنكه هنوز آدم(ع) بين آب و گل بود.» 16- قُرطه (معرّب كرته) نوعي قبا و پيراهن. (اشاره است به شقّ القمر) معجزه رسول اكرم(ص). 17- ر.ك: به شماره 2 همين بخش. 18- اشاره است به حديث نبوي(ص): تنام عيني ولا ينام قلبي: «چشمم مي خوابد ولي قلبم بيدار است». 19- ابيت عند ربّي و هو يطعمني و يسقيني: «من در كنار خداي خود بيتوته كردم و او مرا طعام مي دهد و سيراب مي سازد.»: اشاره است به مراتب تقرب و حضور قلب حضرت محمد(ص) در مقام عبادت و معرفت. 20- كنايه است از اين كه: دعا و دعوت پيامبر(ص) گمراهان تيره دل را به هدايت نمي كشاند. 21- قاب قوسين: فاصله بين قبضه و خانه ي كمان را قاب گويند. قوسين: دو كمان. اشاره است به آيات: و هو بالافق الاعلي ثم دني فتدلي. فكان قاب قوسين او ادني (آيه 7 تا 9 سوره مباركه نجم) اشاره به مقام قرب پيامبر(ص) در شب معراج است. 22- مبتّر: ابتر، ناقص. 23- زهاب: چشمه، سرچشمه، جايي كه آب از آنجا بجوشد... (فرهنگ معين) 24- يعصمك الله: اشاره است به بخشي از آيه والله يعصمك من الناس (سوره مائده: آيه 67) 25- يغفرك الله: اشاره به بخشي از آيه ي 2 سوره فتح. 26- طاووس ملائكه: نامي كه بر جبرئيل نهاده اند – بَريد: پيك، نامه رسان – پيام رسان. 27- مكتبها در عيد نوروز تعطيل است. مذهبها هم بر اثر بعثت مبارك تو (اي پيامبر خاتم ص) تعطيل و از ار و رونق افتاده است. 28- اشاره است به ذكر گفتن سنگريزه ها و اقرار به نبوت خاتم(ص) در دست پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص). 29- اشاره است به اوصافي كه در قرآن كريم آمده است؛ مانند: انّك لعلي خلقٍ عظيم و... 30- عدّت: لوازم معاش، ساز و برگ، مايحتاج زندگي و عمر. * ديوان كامل استاد جمال الدين محمد بن عبدالرزّاق اصفهاني با تصحيح و حواشي وحيد دستگردي، از انتشارات كتابخانه سنائي، تهران، ص 2.
نوشته شده توسط منتظرت در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 ساعت 9:22 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اولين آرزوى جبرئيل

نخستين آرزوى جبرئيل شركت درنماز جماعت است كه در روايات اسلامى به قدرى مورد تأكيد قرار گرفته كه واقعاً جاى آن دارد كه جبرئيل از اين جهت آرزوى بشر بودن را بنمايد. چنانكه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.

اما قبل از اينكه وارد بحث نماز جماعت شويم بهتر است كه قدرى درباره خود نماز و اهميت آن از جهات گوناگون صحبت كنيم تا بدين مناسبت از نماز بحث كاملى كرده باشيم.

ابتدا درباره فلسفه نماز، بعد اهميت آن از جهت اوّل وقت و عقوبت ترك آن، سپس در اهميت نماز جماعت سخن را آغاز مى كنيم.

فلسفه نماز

نخست از فلسفه نماز شروع مى كنيم، زيرا انسان طبعاً كنجكاو و خواهان فلسفه و علل احكام است پس چه بهتر كه فلسفه اين عبادت بزرگ را بدانيم و حقيقت آن را نيز از زبان معصومين از اهل بيت(عليهم السلام)جويا شويم.

1ـ محمد بن سنان از امام هشتم على بن موسى الرّضا(عليه السلام)روايت مى كند كه حضرت در جواب مسائلى كه از او پرسيده بودند از جمله علت نماز فرمود:

بدرستى كه (فلسفه و علت) نماز، عبارت است از اقرار و اعتراف نمازگزار به ربوبيّت خداوند متعال و شريك و مانند قرار ندادن براى او و ايستادن در مقابل خداوند از روى ذلت و نهايت تواضع، و طلب آمرزش كردن از گناهان گذشته و نهادن صورت بر روى زمين در هر روز به جهت بزرگى و عظمت خداوند.

ديگر اينكه نماز باعث تداوم ياد خدا است در شبانه روز، تا اينكه بنده هيچگاه خالق و مدبّر خويش را فراموش نكند، و اين ياد خدا و ايستادن عاجزانه در برابر او



موجب ترك معصيت و مانع از هرگونه فساد مى گردد.(1)

2ـ از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آدم(عليه السلام) از بهشت بيرون شد خط سياهى در بدن او پديد آمد كه سرتاپاى او را فرا گرفت، پس آدم بسيار گريست و محزون گرديد بر آنچه ظاهر شده بود در او، پس جبرئيل به نزد او آمد و گفت براى چه گريه مى كنى؟ آدم جواب داد: بخاطر سياهى كه در بدنم پيدا شده جبرئيل گفت برخيز و نماز بخوان كه الآن وقت نماز اول (يعنى نماز صبح) است. آدم چون نماز صبح را به جاى آورد سياهى صورتش تا به سينه برطرف شد پس در وقت نماز دوم (ظهر) آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز دوم است. چون نماز دوم را به جاى آورد سياهى فرود آمد تا به نافش رسيد. پس از آن در وقت نماز عصر آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز سوم است. آدم نماز سوم را هم به جاى آورد سياهى فرود آمد تا رسيد به زانوهايش. آنگاه در وقت نماز چهارم (مغرب) آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بخوان كه اين هنگام وقت نماز چهارم است آدم برخاست و نماز مغرب را بجاى آورد. سياهى آمد تا به پاهايش رسيد. سپس در وقت نماز پنجم آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز پنجم است. چون نماز پنجم را نيز به جاى آورد همه سياهى از بدنش برطرف شد، پس آدم به حمد و سپاس خدا پرداخت.

سپس جبرئيل گفت اى آدم مَثَل فرزندان تو در اين نماز مانند مَثَل تو است در اين سياهى، هر كه از فرزندان تو در هر روز و شب پنج  نماز بخواند بيرون مى آيد از گناهانش همچنانكه تو از اين سياهى  بيرون آمدى.(2)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ وسائل الشيعه ج 2 ص 4

2ـ وسائل الشيعه جلد 2 ص 9
نوشته شده توسط منتظرت در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت 0:23 قبل از ظهر | لینک ثابت |

حضرت حیدرخدای عشق بازیست

                                    خدای دلبری ودلربایی ست

                                                                  اگرچه پادشاست اماپیرراه است

                                                                                                    به تعبیرپیمبروی امام است

                                                                                                                                  شراب عشق راساقی ست حیدر

 به ذات لم یذل باقیست حیدر 

نوشته شده توسط منتظرت در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 1:30 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط منتظرت در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 1:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط منتظرت در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 0:23 قبل از ظهر | لینک ثابت |

کربلادلم گرفته                     کی می شه ببینمت          آقاجون تودلم یه دونیاحرفه           که می خوام بگم براتون

 توبگوبمن کجایی                  تاببوسم خاک پاتون            گل زهراگل زهراگل زهرا              آقاجون می خوام بگم که

من نبینمت می میرم            به خدابی تومی میرم         آقاجونم کی میایی                      که چشامون نوربگیره

 تابشه لایق اینکه                   بذارم من زیرپاتون              گل زهراگل زهراگل زهرا

                           السلام علیک یاخاتم الحجج

                            اللهم عجل لولیک الفرج  

                                                                                                                                                    

نوشته شده توسط منتظرت در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 7:33 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط منتظرت در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 7:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نوشته شده توسط منتظرت در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 5:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بسم رب المهدی

وفات شهادت گونه ی بی بی فاطمه معصومه (س)رابه پیشگاه آقاامام زمان(عج)ورهبرکبیرانقلاب وتمامی شیعیان راستین ایشان تسلیت عرض می کنم.

التماس دعا

 

نوشته شده توسط منتظرت در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 5:21 بعد از ظهر | لینک ثابت |

منم دانش آموزمکتب احساس

                                             مدیرمکتبم بودجناب عباس

                                                                                  می نویسم به روی تخته کلاس

                                                                                                                               به نام نامی حضرت عباس

نوشته شده توسط منتظرت در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 12:46 بعد از ظهر | لینک ثابت |